آرزو
سلام.
شر و شوری ندیدم از اطرافیانم،
خیانت را هنوز تجربه نکرده ام،
طعم نارفیقی آنطور که بشکنتم نچشیده ام،
اجازه نداده ام بدنیا شکستم بدهد....
... زخمهای خوره وار که صادق هدایت از آن سخن می گفت را ندارم، اصلا نمی دانم چیست؟
از فاجعه های بزرگ اثری در زندگی ام نمی بینم
خلاصه اش اسفبار نیستم....
پس برای من یه لیوان آب یخ کافیست،
اثرش از صد شراب تلخ هفت ساله و سیگار روی مشروب و مخدر و هزار گرد نابکار فراموشی آورنده و صدها قرص "پام" دار بیشتره......
فقط ، فقط ، فقط
تو برایم بیاور!!!!

تاکسی/25/02/1390/ اتاقم.
خدا حافظ.....

خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت سادست
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخره جادست
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها
بدون این بی تو و باتو همینه رسم این دنیا
خداحافظ خداحافظ همین حالا
خداحافظ
انار
سلام.

امشب انار خوردم.
با یادت تک تک دانه ها رو دانه دانه با معرفت چشیدم...
همراه من سهراب بود و دانه های انار دل مردم ...
تو بودی و انار روبان زده ی روی تاقچه که نماد عشقمون بود...
نمک بود تا تلخی خاطره ی رفتنت با شیرینی یادواره ات همراهی کند تا دلم رو نزند
و یادم نیاورد که انار و دل و سهراب امروز همه مرده اند.
تا یادم نیاورد ....
تاکسی/11/8/1390.
هزیان
اواره
سلام
"اینجا لبنان است و من هنوز ترا دوست دارم"
-----
خرداد بی باران.....
سلام.

اگر خداوند
یک روز آرزوی انسان را برآورده می کرد
من بی گمان
دوباره دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز
هرگز ندیدن مرا
آن گاه نمی دانم
به راستی خداوند کدام یک را می پذیرفت.
---------
آخر خرداد همیشه یاد دکتر با من است و عجبا که تو نیز همسفر این جمله دکتر هستی.....

