انار
سلام.

امشب انار خوردم.
با یادت تک تک دانه ها رو دانه دانه با معرفت چشیدم...
همراه من سهراب بود و دانه های انار دل مردم ...
تو بودی و انار روبان زده ی روی تاقچه که نماد عشقمون بود...
نمک بود تا تلخی خاطره ی رفتنت با شیرینی یادواره ات همراهی کند تا دلم رو نزند
و یادم نیاورد که انار و دل و سهراب امروز همه مرده اند.
تا یادم نیاورد ....
تاکسی/11/8/1390.
هزیان
اواره
سلام
"اینجا لبنان است و من هنوز ترا دوست دارم"
-----
خرداد بی باران.....
سلام.

اگر خداوند
یک روز آرزوی انسان را برآورده می کرد
من بی گمان
دوباره دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز
هرگز ندیدن مرا
آن گاه نمی دانم
به راستی خداوند کدام یک را می پذیرفت.
---------
آخر خرداد همیشه یاد دکتر با من است و عجبا که تو نیز همسفر این جمله دکتر هستی.....
یادم ترو فراموش!!!!!
سلام.

دوباره عید شد. دوباره سالنامه ی جدید. دوباره اغازی مثلا دوباره.
پیشترک ها عید عطر داشت، طعم داشت، و گاهی هم درد.
درد شکستن پسته و فندق با دندون.
زجر داشت، زجر تحمل و صبر برای رسیدن لحظه ی تحویل تا آزادانه بتونیم لباس نو هامونو بپوشیم
خلاصه اش خیلی وجود داشت. مصنوعی نبود .
دلتنگی نداشت،
از گریه و تنهایی خبری نبود،
خنده بود و خنده
شادی بود و شادی
این روزها دیگه از اون چیزها خبری نیست.

عیدها مقطعی از زندگی شدند تا یادمون بیاورند که تنهاییم
که یادمون بیاورند که یه جایی توی زمان خوشی ها رو پشت سر جا گذاشتیم
بهانه ای شدند که بزرگتر شدنمان را بکوبند تو سرمون
یادمون بیاورند که زنده ایم برای تجربه ی سختی های تازه
زنده ایم تا درد مشترکمان را فریاد بزنیم
و برای من بهانه ایست تا یادم بیاد
دیگر ترو ندارم......
-------
سخنی با تو:
سخت نیست از تو نوشتن. اما سخت است برای تو نوشتن
دستها یاری نمی کنند و افکار در فضا گم می شوند.سفر می کنند به ان سوی بی سو
سفری بی انتها در جستجوی
اثری از تو
ردی و نشانی
عطری و طعمی
و افسوس که همیشه دست خالی بر می گردند...
امید دارم که شاید هنوز هم اعتباری باشه نزد آن بزرگ بزرگ برای اجابت این درخواست که آرزو کنم برات تمام شادی ها رو، تمام سپیدی ها رو، تمام قشنگی ها رو.چه اشکال داره همش مال تو باشه؟که عین عدالته که از جنس همین هایی...
دور نزدیکم:
یادم ترو فراموش
تمام صحبتم رو در ترانه ی زیر بتو تقدیم می کنم
خوب می دانم که از جنس ترانه ای...
عیدت مبارک بانوی سبز...
---------------

خواننده:بهنام صفوی ، علی اصحابی و فرزاد فرزین
ترانه:؟؟؟
تو نزدیکی که ماهی ها به سمت خونه برگشتن
به عشقت راه دریا رو بازم وارونه برگشتن
تو این دنیا یه آدم هست که دنیاشو تو می بینه
کسی که پای هفت سینت یه عمر سیب می چینه
کنار سبزه و سکه کنار آب و آیینه
تموم لحظه های شب سکوتت هفتمین سینه
تو هم درگیر تشویشی مثه حالی که من دارم
برای دیدنت امشب تموم سال بیدارم
هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه
یه حسی تو دلم میگه تو نزدیکی به این خونه
هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه
یه حسی تو دلم میگه تو نزدیکی به این خونه
کنار سبزه و سکه کنار آب و آیینه
تموم لحظه های شب سکوتت هفتمین سینه
تو هم درگیر تشویشی مثه حالی که من دارم
برای دیدنت امشب تموم سال بیدارم
تو نزدیکی که ماهی ها به سمت خونه برگشتن
به عشقت راه دریا رو بازم وارونه برگشتن
تو این دنیا یه آدم هست که دنیاشو تو می بینه
کسی که پای هفت سینت یه عمر سیب می چینه
هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه
یه حسی تو دلم می گه تو نزدیکی به این خونه
هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه
یه حسی تو دلم می گه تو نزدیکی به این خونه
هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه
یه حسی تو دلم می گه تو نزدیکی به این خونه
تو هم درگیر تشویشی مثه حالی که من دارم
برای دیدنت امشب تمام سال بیدارم.
-----------
۶/١/١٣٩٠/تاکسی
عینک.....
سلام.

اون کیمیایی که تو دنبالش بودی در چین و ماچین ...
توی اسمونها و زیر زمین...
توی کتابها و زیر جلد دفتر شعرها....
توی فال حافظ و ته لیوان قهوه
شاید زیر چشم بقیه و تو تاکسی و از پنجره اتوبوس
تو پیاده رو و وقت خواب تو رویا
توی یک سکانس فیلم و ته ترانه یه آهنگ
زیر دوش حمام و وقت مسواک توی آیینه
زیر صدای بارون و سرمای برف
تو روزهای خط خورده و نخورده ی تقویم
تو صدای چیلیک چیلیک موقع هم زدن چایی شیرین...

ای وای ...
توی همه وقتهای بیداری و خواب
ای وای....
ای وای بر من چی بگم
که تمام مدت پیشت بودم و ندیدی.......
ندیدی رد شدی...
ندیدی
ای وای...
----

خواننده: لیلا فروهر
آهنگ:بابک افشار(بعضی می گن سیاوش قمیشی)
ترانه:شهیار قنبری
آلبوم: هم پرواز
---
پرم از بوی رسیدن پرم از بوی پرنده
تو پر از بوی توقف تو مثل سم کشنده
تو دروغی حتی دیو قصه بد نیست مثل تو
کشتن باغچه رو پاییزم بلد نیست مثل تو
حالا از خالی ترین غروب پاییزی پرم
نمیتونم با دو دستم بدیهاتو بشمارم
تو دروغی مثل پهلوونای شهر فرنگ
مثل اسب چوبی که مارو به هیچ جا نمی برد
مثل آواز خروس قندی که زودی آب میشد
مثل گرگی که کلاه قرمزی قصه رو خورد
طفلکی من که چه ساده به عزای من نشسته
طفلکی این من بی من بی تو بدجوری شکسته
کاشکی چشمات واسه پرپر زدنم گریه میکرد
تن تازت واسه زخمای تنم گریه می کرد
کاشکی چشمات توی تاریکی به دادم میرسید
واسه بی حجله عروسی که منم گریه میکرد
تو دروغی حتی دیو قصه بد نیست مثل تو
کشتن باغچه رو پاییزم بلد نیست مثل تو
----
تاکسی/١٨/١١/١٣٨٩

